خلاصه ی کلیدی:

· بیش از نیمی از افراد مصرف‌ کننده ‌ی سماگلوتاید یا تیرزپاتاید، کاهش اشتها و میل به غذا را گزارش کردند.

· بزرگسالانی که شدت بیشتری در طعم شیرین یا شور احساس کردند، بیشتر احتمال داشت که سیری بیشتری را تجربه کنند

·  ارتباطی بین تغییر در حس چشایی و تغییر در شاخص توده ی بدنی وجود نداشت.

۶ اکتبر ۲۰۲۵ - بر اساس گزارش ارائه ‌شده در یک نشست علمی، بزرگسالان مبتلا به چاقی که در حین دریافت سماگلوتاید یا تیرزپاتاید، طعم ‌ها را با شدت بیشتری احساس کردند، احتمال بیشتری داشت که سیری بیشتر و اشتها و میل به غذا کمتری را تجربه کنند.

در یک مطالعه ‌ی مقطعی که در نشست سالانه‌ ی انجمن اروپایی مطالعات دیابت ارائه شد و در نشریه‌ ی Diabetes, Obesity and Metabolism منتشر گردید، پژوهشگران از بزرگسالان مبتلا به چاقی که از سماگلوتاید(Ozempic/Wegovy، شرکت Novo Nordisk) یا تیرزپاتاید(Mounjaro، شرکتEli Lilly) استفاده می ‌کردند، درباره‌ ی تغییرات در اشتها، سیری و ادراک حسی پس از شروع درمان‌ های مبتنی بر اینکرتین پرسش کردند. برخی شرکت ‌کنندگان افزایش شدت در طعم‌ های شیرین و شور را گزارش دادند، و این افزایش شدت با احتمال بیشتر تجربه ‌ی سیری همراه بود. با این حال، تغییر در حس چشایی تأثیری بر نتایج مرتبط با وزن نداشت.

دکتر اوتمار موزر، استاد بخش غدد درون‌ریز و دیابتولوژی در دانشگاه پزشکی گراتس اتریش و بخش فیزیولوژی ورزشی و متابولیسم در مؤسسه ‌ی علوم ورزشی دانشگاه بایرویت آلمان، گفت: «این یافته ‌ها نشان می‌ دهند که تغییرات در ادراک چشایی ممکن است به‌ عنوان نشانگرهای پاسخ اشتهایی عمل کنند، نه پیش ‌بینی‌ کننده‌ های موفقیت درمان. این نتایج بر پیچیدگی عملکرد درمان ‌های اینکرتینی فراتر از تنظیم صرف متابولیسم تأکید دارند».

پژوهشگران این مطالعه را بر روی ۴۱۱ بزرگسال ۱۸ساله و بالاتر با چاقی یا اضافه‌ وزن و حداقل یک بیماری همراه مرتبط با وزن انجام دادند که در حال دریافت سماگلوتاید یا تیرزپاتاید بودند (میانگین سنی ۳۹سال؛ ۷۱.۸ درصد زن). اطلاعات دموگرافیک، سبک زندگی، سابقه‌ ی پزشکی خود اظهاری، اندازه‌ گیری‌ های آنتروپومتریک و جزئیات درمان جمع ‌آوری شد. شرکت ‌کنندگان به پرسش‌ هایی درباره ‌ی رفتار غذایی، اشتها، سیری و ادراک حسی با مقیاس لیکرت، پاسخ دادند.

از میان شرکت ‌کنندگان، ۲۱۷ نفر Wegovy، ۱۴۸ نفر Ozempic، و ۴۶ نفر Mounjaro، دریافت می ‌کردند.

داروهای ضد چاقی رفتار غذایی را تغییر می ‌دهند

بیش از نیمی از شرکت ‌کنندگان کاهش خفیف یا شدید در اشتها را گزارش کردند: ۵۴.۴ درصد در گروهWegovy ، ۶۲.۱ درصد در گروهOzempic  و ۵۶.۵ درصد در گروه Mounjaro. کاهش خفیف یا شدید در میل به غذا نیز توسط ۶۶.۸ درصد از مصرف ‌کنندگان Wegovy، ۶۴.۲ درصد از مصرف‌ کنندگان Ozempic و ۶۳ درصد از گروهMounjaro  گزارش شد. افزایش سیری توسط ۶۶.۸ درصد از مصرف ‌کنندگان Wegovy، ۵۸.۸ درصد از گروه Ozempic و ۶۳.۱ درصد از مصرف‌ کنندگانMounjaro  گزارش شد.

افزایش درک شدت طعم شیرین توسط ۱۹.۴ درصداز گروه Wegovy، ۲۱.۶ درصد از گروهOzempic  و ۲۱.۷ درصد از گروه Mounjaro گزارش شد. درک شدت طعم شور نیز در ۲۶.۷ درصد از دریافت‌ کنندگان Wegovy، ۱۶.۲ درصد از مصرف ‌کنندگان Ozempic و ۱۵.۲ درصد از گروه Mounjaro افزایش یافت. تفاوت معناداری میان سه دارو در هیچ ‌یک از پرسش‌ های مربوط به اشتها، سیری یا طعم مشاهده نشد.

دکتر موزر درباره‌ ی مکانیسم‌ های این تغییرات، گفت: «گیرنده‌ های GLP-1 و GIP در جوانه‌ های چشایی، ساقه‌ ی مغز و نواحی بالاتر مغزی که طعم و پاداش را پردازش می ‌کنند، وجود دارند. فعال ‌سازی این مسیرها ممکن است شدت طعم را افزایش داده و نحوه‌ ی ارزش ‌گذاری نشانه‌ های غذایی را تغییر دهد، و میل لذت‌ جویانه را کاهش دهد. این درمان‌ ها همچنین ممکن است سیگنال ‌دهی روده-مغز را تعدیل کرده و نحوه‌ ی رمزگذاری شیرینی و شوری در طول گوارش را تغییر دهند. مجموع این مکانیسم ‌ها منجر به بازتنظیم حس چشایی و تنظیم اشتها می ‌شود. بنابراین، درمان‌ های اینکرتینی نه‌ تنها بر متابولیسم، بلکه بر مسیرهای حسی و پاداش نیز اثر می ‌گذارند».

تغییرات چشایی مرتبط با سیری و اشتها

در تحلیل چند متغیره، بزرگسالانی که افزایش شدت در طعم شیرین را گزارش کردند، احتمال بیشتری برای تجربه ‌ی سیری بیشتر(OR  تعدیل‌ شده = ۲.۰۲؛ فاصله‌ ی اطمینان ۹۵ درصد: ۱.۱۴–۴.۵۷)، کاهش اشتها(OR  تعدیل‌ شده = ۱.۶۷؛ فاصله‌ ی اطمینان ۹۵ درصد: ۱.۰۴–۳.۲۵) و کاهش میل به غذا(OR  تعدیل ‌شده = ۱.۸۵؛ فاصله ‌ی اطمینان ۹۵ درصد: ۱.۰۶–۳.۲۹) داشتند. افزایش شدت طعم شور نیز با احتمال بیشتر تجربه‌ی سیری مرتبط بود(OR  تعدیل‌ شده = ۲.۱۷؛ فاصله‌ ی اطمینان ۹۵ درصد: ۱.۱۶–۵.۱۷).

تغییرات خوداظهاری در حس چشایی با تغییرات در شاخص توده‌ ی بدنی (BMI) مرتبط نبودند.

دکتر موزر تأکید کرد که پژوهش ‌های بیشتری لازم است که از آزمون ‌های عینی چشایی و بویایی در کنار نتایج خود اظهاری بیماران استفاده کنند، و همچنین حس چشایی را پیش و پس از شروع درمان چاقی ارزیابی نمایند.

او افزود: «تصویربرداری عصبی و مطالعات مولکولی می ‌توانند نشان دهند که اینکرتین‌ ها چگونه بر مسیرهای شیمی ‌حسی مرکزی و محیطی تاثیر می ‌گذارند. همچنین بسیار مهم است که این تغییرات حسی را به الگوهای واقعی تغذیه و پیامدهای بلندمدت مرتبط کنیم».

دکتر موزر در پایان گفت: «پژوهشگران می‌ توانند با انجام بررسی‌ های دقیق ‌تر، مشخص کنند کدام یک از بیماران بیشترین بهره‌ مندی را از تغییرات چشایی می برند، تا بتوان در آینده درمان ‌های ضد چاقی را به‌ صورت فرد محور و متناسب با پاسخ ‌های حسی هر فرد طراحی کرد».

منبع:

https://www.healio.com/news/endocrinology/20251006/changes-in-taste-with-glp1based-therapies-tied-to-increased-satiety-decreased-appetite